خواجه محمد پارسا
مقدمة 47
شرح فصوص الحكم
حضرت علمى است « 169 » و صاحب كشف داند كه اعيان بأسرها صور اسماى متكثرهء الهيت و مظاهر اسمااند « 170 » . . . ديدن صورت عين ثابته ، عين مشاهدهء حق است از آن روى كه اعيان شئون و اسماء و صفات حقاند : چنان كه حسين منصور فرمود - قدّس الله سرّه - : « انا من أهوى و من أهوى أنا » . اعيان ممكنات را كه حكما به ماهيّات تعبير كردهاند ، عرفا اعيان ثابته خوانند « 171 » و در اصطلاح عرفا ، اعيان ثابته عبارت است از حقايق اعيان ممكنات كه در علم حق - تعالى - ثابتاند يعنى قبل از ملبّس شدن به وجود خارجى در علم حق موجودند « 172 » . احسن تقويم : اهل كشف و يقين در توجيه اين آيه : « لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ، ثُمَّ رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ » « 173 » و آن چه از مفهوم آيه مستفاد مىشود ، كه خلقت انسان ، كه آيينهء تمام نماى حق بود ، و تمام ملايك را خداوند به سجود او خواند ، به احسن تقويم موسوم است ، و مراد از اسفل سافلين ، مقام و جاى اين انسان جزئى و متعيّن است ، كه عبارت از عالم خاكى باشد « 174 » . براى مثال از متن : « . . . و مراد از سجود ، دخول قواى روحانى و طبيعى است در تحت تحكَّم ربوبيت انسانيّت ، كه به احسن تقويم موصوف است » 175 « » و روى اين اصل جامع جميع مراتب عالم غيب شهادت و مجمع البحرين نور و ظلمت است . و ازين لفظ به آدم ، خليفة الله ، روح محمدى ، والد أكبر و عقل اول تعبير رفته است « 176 » . و آن مقام قلب آفرينش است كه از عالم غيب به عالم شهادت تنزّل كرده است : تنزل را بود اين نقص اسفل كه شد با نقطهء وحدت برابر شد از افعال كثرت بى نهايت مقابل شد ازين رو با هدايت اگر گردد مقيد اندرين دام به گمراهى بود كمتر ز انعام
--> « 169 » متن ، ص 23 . « 170 » متن ، ص 158 . « 171 » شيخ محمد لاهيجى ، شرح گلشن راز . « 172 » شريف جرجانى ، التعريفات ، « باب العين » . « 173 » سوره التين ، آيهء 4 . « 174 » عزيز الدين نسفى ، همان كتاب . « 175 » متن ، ص 218 . « 176 » متن ، ص 21 و ص 57 .